روش هاى استفاده از آب در گذشته
روش هاى استفاده از آب در گذشته
قنات ، حركت زندگى سازوگوارا در ايران زمين
|
محمد بهمنى قاجار
ايرانيان از نظر آن كه بيشتر نقاط كشورشان را مناطق خشك و كم آب فرا گرفته، همواره ارزش ويژه و گرانقدرى براى آب قائل بودند. آنان از هنگامى كه در چندهزار سال پيش وارد فلات ايران شدند، همواره در جنگ با بى آبى بودند و مى دانستند كه براى ساختن تمدن و مدنيت بزرگ ايرانى در درجه اول بايد منابع آب كافى داشته باشند، امرى كه يقيناً در بارورى ارزش هاى اعتقادى آب نيز نقش اساسى داشته است، اصولاً نبودن رودخانه هاى بزرگى مانند دجله و فرات و نيل كه در كنار آنها تمدن هاى بزرگى شكل گرفته، در فلات ايران، موجب آن شد كه مردم ايران با توجه به طبيعت سرزمين شان به آب اهميتى فراوان و حتى نيايشى داده و در پى آن باشند كه راه هاى مناسبى را براى دستيابى به آب و شكوفايى فرهنگ و تمدن خود برگزينند. ايرانيان ابتدا با جوى ها و كانالها به فكر انتقال آب از سرچشمه ها و رودخانه ها به مناطق خشك بودند ولى بزودى متوجه شدند كه صحراهاى خشك و دشت هاى وسيع ايران و آفتاب گرمى كه بر آنها مى تابد، موجب تبخير شديد آب و پائين آمدن ميزان بهره ورى از آب مى شود و به همين دليل يكى از شگفت انگيزترين كارهاى مهندسى آب يعنى قنات را پى ريزى كردند و آب پاكى را از كوهپايه ها در دالان هاى زيرزمين به سمت دشت ها و حتى كويرها هدايت كرده و براى نوشيدن، كار كشاورزى و دامدارى و ايجاد باغها و بوستانها از آن استفاده كردند. ايرانيان با فناورى ساخت قنات در واقع كشور و سرزمين خود را در مقابل بى آبى حفظ كردند، آنها با كندن چاه هاى زياد از دامنه كوهستان تا دشت ها و متصل كردن آنها به يكديگر آب مورد نياز خود را به صورت دائمى به جريان مى انداختند، حركتى زندگى ساز و آب گوارايى كه پس از چندين هزار سال هنوز هم در سرزمين ايران زندگى بخش و حيات آفرين دشت ها و صحراهاست و على رغم گذشت سالها از ابداع قنات و با وجود وقوع پيشرفت هاى شگفت انگيز در دانش و فن بهره بردارى از منابع آب زيرزمينى، هنوز هم قنات هاى ايرانى، شريان هاى زندگى ساز، در بسيارى از روستاهاى كشور مى باشد و معاش بسيارى از دهات كشور به قنات بسته است، اصولاً با استفاده از قنات، حل چند مسئله اصلى و مهم آبرسانى به بهترين وجهى امكان پذير مى باشد كه عبارتند از:
۱- آب از كوه ها به شهرها و روستاهاى واقع در دشت ها، انتقال مى يابد.
۲- به علت كانال هاى زيرزمينى ، عبور آب در قنات، آب اتلاف و تبخير نمى شود. موضوعى كه بسيار مهم و در مناطق خشك كه تبخير آب زياد است، در جلوگيرى از اتلاف آب مؤثر است.
۳- آب قنات، صاف، زلال و خنك بوده، از آلودگى هاى سطحى به دور مى باشد.
۴- آبى كه از قنات به دست مى آيد چون از مناطق كوهستانى به دشت انتقال داده مى شود، آبى شيرين و گوارا است در حالى كه آب هايى كه به جهت حفر چاه هاى عميق در دشت ها به دست مى آيد اغلب داراى املاح بيش از اندازه بوده و به علت شورى تدريجاً موجب شورى زمين هاى كشاورزى شده و علاوه برآن به علت تبخير شديد در صحراهاى ايران علاوه بر شورى زمين هايى كه مشروب مى سازند موجب حركت نمكها با وزش باد در كشتزارها و زمين هاى كشاورزى و تخريب مزارع در مقياس وسيع مى گردد.
«بزرگ ترين قنات حفرشده در ايران مربوط به حومه گناباد است كه طول آن ۷۰ كيلومتر و مادرچاه آن حدود ۳۵۰ متر عمق دارد، وضع آبدهى كل قنات هاى ايران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ مترمكعب در ثانيه تخمين زده مى شود و همچنين تعداد قنوات ايران حدود ۵۰ هزار رشته است».
پس از زلزله بم باستان شناسان ، قديمى ترين سيستم قنات جهان را با قدمتى بيش از ۲ هزار سال در آن منطقه كشف كردند.
«هانرى گوبلو» اولين كارشناس آب كه به دعوت دولت ايران در سال ۱۳۱۹ براى بهره بردارى از منابع آب زيرزمينى به كشور ايران آمد، پس از بازگشت به كشورش به توصيه (ژان اوبن) استاد تاريخ دانشگاه سوربن، رساله اى زيرنظر «گزاويه دوپلانول» استاد جغرافيا اين دانشگاه نوشت. او در اين كتاب در رابطه با قنات هاى ايران مطالبى به رشته تحرير درآورده و عظمت قنات هاى ايران را برابر ديوارچين دانسته است. نكته مهمى كه بايد در اينجا يادآورى شود آن است كه مسلماً تمدن ايرانى در طول تاريخ بدون قنات، حال و هواى ديگرى داشت و شايد، شهرهاى بزرگى چون رى، نيشابور، طوس، مشهد، يزد و كاشان به وجود نمى آمد. «دونالد ويلبر» معتقد است كه : ساختن قنات يا كاريز از دوره هخامنشيان يعنى قرن ششم قبل از ميلاد در ايران مرسوم و معمول بوده است.
در عهد هخامنشى شبكه وسيعى از راهروهاى زيرزمينى (قنات يا كاريز) موجود بود، حتى امروزه از بعضى مناطق آبى را كه در پاى كوه ها به عمق چندين ده متر فرو رفته به مراكزى كه ممكن است ۳۰ تا ۴۰ كيلومتر فاصله داشته باشد، انتقال مى دهند / در تمام دوره سال هزاران تن براى لايروبى قنوات قديم و حفر قنات هاى تازه كار مى كنند، از بركت همين آب و نيز بر اثر باران هاى نافع در سلسله جبال زاگرس و البرز در كناره داخلى اين كوه ها محوطه هاى مزروع و واحدهاى آباد ايجاد شده است.»./. .// «پايتخت هاى ايران از زمان ظهور نخستين پادشاهى، در ماد، رو به بيابان در طول دو جاده اصلى كه در كناره هاى داخلى دو سلسله كوه هاى بزرگ كشيده شده، قرار گرفته اند. شهرهاى همدان، قزوين، تهران و رى، دامغان (هكاتوم پليس) (صد دروازه) و هرات و در جاده اى نظامى و تجارتى كه از مغرب به مشرق كشيده شده قرار گرفته اند و در جاده جنوبى نيز اصفهان، پاسارگاد، استخر، تخت جمشيد و شيراز قرار دارد.»
ايرانيان با استفاده از همين قنات ها، مبادرت به ايجاد باغ ها و بوستان هاى زيبا حتى در مناطق خشك و كويرى نموده اند كه از جمله مى توان از باغ فين كاشان نام برد.
روش هاى استفاده از قنات در هنگام اقامت ايرانيان در مصر و در زمانى كه مصر جزئى از شاهنشاهى ايران در زمان داريوش بزرگ بود به مصرى ها آموزش داده شد و بعدها در سال ۷۵۰ ميلادى از مصر به اسپانيا رفت و در سال ۱۵۲۰ ميلادى اين فناورى وارد امريكا و ناحيه كاليفرنيا شد و در سال ۱۵۴۰ فناورى قنات به ناحيه (پى گا) در شيلى هم رفت، اين سيستم از طرفى به چين و ناحيه تورفان هم رسيد و از آنجا وارد ژاپن شد، محققان وجود قنات را در بيش از ۳۴ كشور جهان تأكيد كرده اند. توجه به بهره ورى آب از قنات در شرب، كشاورزى و باغدارى و سابقه طولانى آن در ايران و اينكه ايرانيان بانى آن بوده اند، موجب آن شده كه «تكنولوژى قنات با تنظيم توافقنامه ايجاد مركز بين المللى قنات و سازه هاى تاريخى آب كه به امضاى وزارت نيرو و «ماتسورا» دبيركل يونسكو رسيده به نام ايران ثبت گردد، اين توافقنامه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۳ در شوراى آب يونسكو و در مجمع عمومى يونسكو مطرح شد و به تصويب رسيد.»
با اينكه ايرانيان با توجه به موقعيت اقليمى و سرزمينى كشورشان، براى به دست آوردن آب بيشتر از فناورى قنات استفاده مى نمودند، اما از آب هاى جارى و سطحى نيز استفاده هاى متعدد مى نمودند كه يكى از مهمترين اين كارها، ساخت آسياب هاى آبى فراوان در نقاط مختلف سرزمين بزرگ ايران مى باشد. «آسياب ها را بيشتر بر رودخانه ها مى ساختند و در پاره اى از شهرها نيز آسياب ها با چهارپايان مى گرديد مانند آسياب هاى بزرگ سرخس كه به اين قبيل آسياب ها (خراس) مى گفتند.»در تاريخ همچنين از آسياب هاى بزرگ شوشتر در خوزستان سخن رفته است. همچنين استفاده بهينه و به كارگيرى روش هاى دقيق براى بهره ورى آب جهت آبيارى نيز مورد توجه قرار مى گرفت، «براى آبيارى زراعت ها در زمين هاى مرتفع از وسايلى مانند دولاب و داليه استفاده مى شد، اما در زمين هاى پست آب بدون اينها جريان مى يافت، در خراسان و ماورءالنهر، در قديم زمين هايى را كه با ابزار يا بدون ابزار با آب رودها و جوى ها مشروب مى شد، (سقى) و به مزارع ديم (نحس) مى گفتند.»(۶) ايرانيان همچنين در بهره ورى از آب هاى سطحى و رودخانه ها، از سيستم سدسازى نيز استفاده مى كردند، البته در هنگام ساختن بندها و كانال هاى انتقال آب و زدن سد، دقت كافى مبذول مى نمودند كه بندها و كانال هاى آب با توجه به موقعيت محلى و با استفاده از شرايط طبيعى محيط و بدون اينكه به وضع اقليمى زيانى وارد آيد، ساخته شود، از جمله اين سدها مى توان از سد ۱۷۰۰ ساله هرمز در منطقه رامهرمز در استان خوزستان كه نشانه بارزى از اين دقت ايرانيان را در دوره ساسانى نشان مى دهد ياد كرد. «مسئولين ميراث فرهنگى منطقه رامهرمز معتقدند كه سد هرمز از نظر سدسازى داراى ويژگى هاى منحصر به فرد است و نياكان هنرمند و متخصص ما در دوران ساسانى براى ساختن سد از شرايط طبيعى محيط اطراف بيشترين بهره را گرفته اند، به گونه اى كه مطالعات امروزى با استفاده از ابزار و تكنولوژى مدرن نيز پس از سال ها مطالعات خاك، دقيقاً همان محل سد قديم را براى ساخت سد مناسب تشخيص داده اند. به هر حال نمونه هاى فراوان ديگر نيز از اين بندها و سدها در مناطق مختلف ايران وجود داشته، از آن جمله مى توان از سد مرو بر روى رود مرغاب كه در خراسان بزرگ و در شهر مرو ساخته شده بود ياد كرد.
در مورد سد مرو و چگونگى استفاده تقسيم آب آن دانشمندان و مورخين معروفى مانند خوارزمى و مقدسى ضمن بيان اهميت اين سد از وجود ديوان آب در دوره ساسانيان نيز اشاراتى دارند. «رود بزرگ در مرغاب يا مروين، منبع اصلى كشاورزى اين منطقه در دوره سامانيان بوده و در مسير سفلاى اين رود و در شهر مرو، محل تشكيلات ديوان آب قرار داشت. در آن جا مقدار آب مصرفى هر مالك و خراج او كه بر مبناى مقدار آب مصرفى بود، ثبت مى گرديد، سد مرو در ۶ فرسخى شهر قرار داشت و ۱۰ هزار نگهبان، تحت امر، ميرآب يا مير رود از آن محافظت مى كردند، مير رود، گزارش هاى اندازه گيرى آب را سريعاً با بريد ويژه به ديوان آب مى فرستاد و از آن جا، پيك ها گزارش را به تمام متصديان شاخه هاى رودخانه مى رساندند، تا آب را برابر اندازه داده شده بخش بندى كنند. اصولاً كمبود آب و خصوصاً دقت مردم در حفظ و نگهدارى و استفاده بهينه از آب، موجب برقرارى ضوابط و مقرراتى شده كه در بين مردم مورد استفاده قرار مى گرفته و در دهات و مزارع، شخصى به نام ميراب بر تقسيم عادلانه آب نظارت مى نموده است، «مقام اين شخص مورد احترام همه بود و چون بيشتر منازعات، مكرر و خشونت آميز كه در روستاها اتفاق مى افتاد، بر سر تقسيم آب بود، صاحبان باغ ها و مزارع آب شهر را براى مدت معينى در روز و يا در هفته اجاره مى كردند.
ايرانيان از نظر آن كه بيشتر نقاط كشورشان را مناطق خشك و كم آب فرا گرفته، همواره ارزش ويژه و گرانقدرى براى آب قائل بودند. آنان از هنگامى كه در چندهزار سال پيش وارد فلات ايران شدند، همواره در جنگ با بى آبى بودند و مى دانستند كه براى ساختن تمدن و مدنيت بزرگ ايرانى در درجه اول بايد منابع آب كافى داشته باشند، امرى كه يقيناً در بارورى ارزش هاى اعتقادى آب نيز نقش اساسى داشته است، اصولاً نبودن رودخانه هاى بزرگى مانند دجله و فرات و نيل كه در كنار آنها تمدن هاى بزرگى شكل گرفته، در فلات ايران، موجب آن شد كه مردم ايران با توجه به طبيعت سرزمين شان به آب اهميتى فراوان و حتى نيايشى داده و در پى آن باشند كه راه هاى مناسبى را براى دستيابى به آب و شكوفايى فرهنگ و تمدن خود برگزينند. ايرانيان ابتدا با جوى ها و كانالها به فكر انتقال آب از سرچشمه ها و رودخانه ها به مناطق خشك بودند ولى بزودى متوجه شدند كه صحراهاى خشك و دشت هاى وسيع ايران و آفتاب گرمى كه بر آنها مى تابد، موجب تبخير شديد آب و پائين آمدن ميزان بهره ورى از آب مى شود و به همين دليل يكى از شگفت انگيزترين كارهاى مهندسى آب يعنى قنات را پى ريزى كردند و آب پاكى را از كوهپايه ها در دالان هاى زيرزمين به سمت دشت ها و حتى كويرها هدايت كرده و براى نوشيدن، كار كشاورزى و دامدارى و ايجاد باغها و بوستانها از آن استفاده كردند. ايرانيان با فناورى ساخت قنات در واقع كشور و سرزمين خود را در مقابل بى آبى حفظ كردند، آنها با كندن چاه هاى زياد از دامنه كوهستان تا دشت ها و متصل كردن آنها به يكديگر آب مورد نياز خود را به صورت دائمى به جريان مى انداختند، حركتى زندگى ساز و آب گوارايى كه پس از چندين هزار سال هنوز هم در سرزمين ايران زندگى بخش و حيات آفرين دشت ها و صحراهاست و على رغم گذشت سالها از ابداع قنات و با وجود وقوع پيشرفت هاى شگفت انگيز در دانش و فن بهره بردارى از منابع آب زيرزمينى، هنوز هم قنات هاى ايرانى، شريان هاى زندگى ساز، در بسيارى از روستاهاى كشور مى باشد و معاش بسيارى از دهات كشور به قنات بسته است، اصولاً با استفاده از قنات، حل چند مسئله اصلى و مهم آبرسانى به بهترين وجهى امكان پذير مى باشد كه عبارتند از:
۱- آب از كوه ها به شهرها و روستاهاى واقع در دشت ها، انتقال مى يابد.
۲- به علت كانال هاى زيرزمينى ، عبور آب در قنات، آب اتلاف و تبخير نمى شود. موضوعى كه بسيار مهم و در مناطق خشك كه تبخير آب زياد است، در جلوگيرى از اتلاف آب مؤثر است.
۳- آب قنات، صاف، زلال و خنك بوده، از آلودگى هاى سطحى به دور مى باشد.
۴- آبى كه از قنات به دست مى آيد چون از مناطق كوهستانى به دشت انتقال داده مى شود، آبى شيرين و گوارا است در حالى كه آب هايى كه به جهت حفر چاه هاى عميق در دشت ها به دست مى آيد اغلب داراى املاح بيش از اندازه بوده و به علت شورى تدريجاً موجب شورى زمين هاى كشاورزى شده و علاوه برآن به علت تبخير شديد در صحراهاى ايران علاوه بر شورى زمين هايى كه مشروب مى سازند موجب حركت نمكها با وزش باد در كشتزارها و زمين هاى كشاورزى و تخريب مزارع در مقياس وسيع مى گردد.
«بزرگ ترين قنات حفرشده در ايران مربوط به حومه گناباد است كه طول آن ۷۰ كيلومتر و مادرچاه آن حدود ۳۵۰ متر عمق دارد، وضع آبدهى كل قنات هاى ايران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ مترمكعب در ثانيه تخمين زده مى شود و همچنين تعداد قنوات ايران حدود ۵۰ هزار رشته است».
پس از زلزله بم باستان شناسان ، قديمى ترين سيستم قنات جهان را با قدمتى بيش از ۲ هزار سال در آن منطقه كشف كردند.
«هانرى گوبلو» اولين كارشناس آب كه به دعوت دولت ايران در سال ۱۳۱۹ براى بهره بردارى از منابع آب زيرزمينى به كشور ايران آمد، پس از بازگشت به كشورش به توصيه (ژان اوبن) استاد تاريخ دانشگاه سوربن، رساله اى زيرنظر «گزاويه دوپلانول» استاد جغرافيا اين دانشگاه نوشت. او در اين كتاب در رابطه با قنات هاى ايران مطالبى به رشته تحرير درآورده و عظمت قنات هاى ايران را برابر ديوارچين دانسته است. نكته مهمى كه بايد در اينجا يادآورى شود آن است كه مسلماً تمدن ايرانى در طول تاريخ بدون قنات، حال و هواى ديگرى داشت و شايد، شهرهاى بزرگى چون رى، نيشابور، طوس، مشهد، يزد و كاشان به وجود نمى آمد. «دونالد ويلبر» معتقد است كه : ساختن قنات يا كاريز از دوره هخامنشيان يعنى قرن ششم قبل از ميلاد در ايران مرسوم و معمول بوده است.
در عهد هخامنشى شبكه وسيعى از راهروهاى زيرزمينى (قنات يا كاريز) موجود بود، حتى امروزه از بعضى مناطق آبى را كه در پاى كوه ها به عمق چندين ده متر فرو رفته به مراكزى كه ممكن است ۳۰ تا ۴۰ كيلومتر فاصله داشته باشد، انتقال مى دهند / در تمام دوره سال هزاران تن براى لايروبى قنوات قديم و حفر قنات هاى تازه كار مى كنند، از بركت همين آب و نيز بر اثر باران هاى نافع در سلسله جبال زاگرس و البرز در كناره داخلى اين كوه ها محوطه هاى مزروع و واحدهاى آباد ايجاد شده است.»./. .// «پايتخت هاى ايران از زمان ظهور نخستين پادشاهى، در ماد، رو به بيابان در طول دو جاده اصلى كه در كناره هاى داخلى دو سلسله كوه هاى بزرگ كشيده شده، قرار گرفته اند. شهرهاى همدان، قزوين، تهران و رى، دامغان (هكاتوم پليس) (صد دروازه) و هرات و در جاده اى نظامى و تجارتى كه از مغرب به مشرق كشيده شده قرار گرفته اند و در جاده جنوبى نيز اصفهان، پاسارگاد، استخر، تخت جمشيد و شيراز قرار دارد.»
ايرانيان با استفاده از همين قنات ها، مبادرت به ايجاد باغ ها و بوستان هاى زيبا حتى در مناطق خشك و كويرى نموده اند كه از جمله مى توان از باغ فين كاشان نام برد.
روش هاى استفاده از قنات در هنگام اقامت ايرانيان در مصر و در زمانى كه مصر جزئى از شاهنشاهى ايران در زمان داريوش بزرگ بود به مصرى ها آموزش داده شد و بعدها در سال ۷۵۰ ميلادى از مصر به اسپانيا رفت و در سال ۱۵۲۰ ميلادى اين فناورى وارد امريكا و ناحيه كاليفرنيا شد و در سال ۱۵۴۰ فناورى قنات به ناحيه (پى گا) در شيلى هم رفت، اين سيستم از طرفى به چين و ناحيه تورفان هم رسيد و از آنجا وارد ژاپن شد، محققان وجود قنات را در بيش از ۳۴ كشور جهان تأكيد كرده اند. توجه به بهره ورى آب از قنات در شرب، كشاورزى و باغدارى و سابقه طولانى آن در ايران و اينكه ايرانيان بانى آن بوده اند، موجب آن شده كه «تكنولوژى قنات با تنظيم توافقنامه ايجاد مركز بين المللى قنات و سازه هاى تاريخى آب كه به امضاى وزارت نيرو و «ماتسورا» دبيركل يونسكو رسيده به نام ايران ثبت گردد، اين توافقنامه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۳ در شوراى آب يونسكو و در مجمع عمومى يونسكو مطرح شد و به تصويب رسيد.»
با اينكه ايرانيان با توجه به موقعيت اقليمى و سرزمينى كشورشان، براى به دست آوردن آب بيشتر از فناورى قنات استفاده مى نمودند، اما از آب هاى جارى و سطحى نيز استفاده هاى متعدد مى نمودند كه يكى از مهمترين اين كارها، ساخت آسياب هاى آبى فراوان در نقاط مختلف سرزمين بزرگ ايران مى باشد. «آسياب ها را بيشتر بر رودخانه ها مى ساختند و در پاره اى از شهرها نيز آسياب ها با چهارپايان مى گرديد مانند آسياب هاى بزرگ سرخس كه به اين قبيل آسياب ها (خراس) مى گفتند.»در تاريخ همچنين از آسياب هاى بزرگ شوشتر در خوزستان سخن رفته است. همچنين استفاده بهينه و به كارگيرى روش هاى دقيق براى بهره ورى آب جهت آبيارى نيز مورد توجه قرار مى گرفت، «براى آبيارى زراعت ها در زمين هاى مرتفع از وسايلى مانند دولاب و داليه استفاده مى شد، اما در زمين هاى پست آب بدون اينها جريان مى يافت، در خراسان و ماورءالنهر، در قديم زمين هايى را كه با ابزار يا بدون ابزار با آب رودها و جوى ها مشروب مى شد، (سقى) و به مزارع ديم (نحس) مى گفتند.»(۶) ايرانيان همچنين در بهره ورى از آب هاى سطحى و رودخانه ها، از سيستم سدسازى نيز استفاده مى كردند، البته در هنگام ساختن بندها و كانال هاى انتقال آب و زدن سد، دقت كافى مبذول مى نمودند كه بندها و كانال هاى آب با توجه به موقعيت محلى و با استفاده از شرايط طبيعى محيط و بدون اينكه به وضع اقليمى زيانى وارد آيد، ساخته شود، از جمله اين سدها مى توان از سد ۱۷۰۰ ساله هرمز در منطقه رامهرمز در استان خوزستان كه نشانه بارزى از اين دقت ايرانيان را در دوره ساسانى نشان مى دهد ياد كرد. «مسئولين ميراث فرهنگى منطقه رامهرمز معتقدند كه سد هرمز از نظر سدسازى داراى ويژگى هاى منحصر به فرد است و نياكان هنرمند و متخصص ما در دوران ساسانى براى ساختن سد از شرايط طبيعى محيط اطراف بيشترين بهره را گرفته اند، به گونه اى كه مطالعات امروزى با استفاده از ابزار و تكنولوژى مدرن نيز پس از سال ها مطالعات خاك، دقيقاً همان محل سد قديم را براى ساخت سد مناسب تشخيص داده اند. به هر حال نمونه هاى فراوان ديگر نيز از اين بندها و سدها در مناطق مختلف ايران وجود داشته، از آن جمله مى توان از سد مرو بر روى رود مرغاب كه در خراسان بزرگ و در شهر مرو ساخته شده بود ياد كرد.
در مورد سد مرو و چگونگى استفاده تقسيم آب آن دانشمندان و مورخين معروفى مانند خوارزمى و مقدسى ضمن بيان اهميت اين سد از وجود ديوان آب در دوره ساسانيان نيز اشاراتى دارند. «رود بزرگ در مرغاب يا مروين، منبع اصلى كشاورزى اين منطقه در دوره سامانيان بوده و در مسير سفلاى اين رود و در شهر مرو، محل تشكيلات ديوان آب قرار داشت. در آن جا مقدار آب مصرفى هر مالك و خراج او كه بر مبناى مقدار آب مصرفى بود، ثبت مى گرديد، سد مرو در ۶ فرسخى شهر قرار داشت و ۱۰ هزار نگهبان، تحت امر، ميرآب يا مير رود از آن محافظت مى كردند، مير رود، گزارش هاى اندازه گيرى آب را سريعاً با بريد ويژه به ديوان آب مى فرستاد و از آن جا، پيك ها گزارش را به تمام متصديان شاخه هاى رودخانه مى رساندند، تا آب را برابر اندازه داده شده بخش بندى كنند. اصولاً كمبود آب و خصوصاً دقت مردم در حفظ و نگهدارى و استفاده بهينه از آب، موجب برقرارى ضوابط و مقرراتى شده كه در بين مردم مورد استفاده قرار مى گرفته و در دهات و مزارع، شخصى به نام ميراب بر تقسيم عادلانه آب نظارت مى نموده است، «مقام اين شخص مورد احترام همه بود و چون بيشتر منازعات، مكرر و خشونت آميز كه در روستاها اتفاق مى افتاد، بر سر تقسيم آب بود، صاحبان باغ ها و مزارع آب شهر را براى مدت معينى در روز و يا در هفته اجاره مى كردند.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 23:29 توسط عبدالرضا شیرانی
|
رسول اکرم (ص) از قول خداوند تبارک و تعالی :